محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
تنبيه الغافلين 80
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
صباح ديگر بر سر آن راه در نعره وصياح بود . باز هرچه پوشيده بود بهمردمان شرابخانه بخشيد وبرفت « 1 » . حقير گويد كه تعجب از حكيم شارع استكه اين مقوله مقرّبات موصله را هيچ متعرّض نشده است « 2 » بلكه بسيارى را منع نموده و امثال نماز و روزه را مقرب قرار داده است ، وحال آنكه حجاب فيما بين عبد و رب مىباشند ، بهزعم اين جماعت « فَلَعَنَةُاللَّهِ عَلى مَنْ ابْدَعَ البِدَعَ وَخالَفَ الشَرْعَ المُتَبْعَ » « 3 » . وايضاً در آن كتاب منقول است كه : معين الدين پروانهاز ولد تاج وزير كه بىنظير وقت خود بود التماس نمود كه به جهت استحكام بنيان شريعت غرّاء ورفاهيت احوال مسلمانان منصب قضاى قونيه را قبول كند گفت به سه شرط : اوّل : خراب كردن رباب ، دوّم : محضران كهن را كه جلّادان محكمهاند دور كنى . سيّم : آنكه محضران نو را جامگى دهى كه چيز از مردم نگيرند . پروانه تند شد وگفت در باب « رباب » هيچ مگو كه وضع شمع جمع عالم عشق است ، باقى هرچه
--> ( 1 ) - / مناقب العارفين : 1 / 489 ( 2 ) - / يعنى صاحب شريعت ودين ، اعماليكه - / به گمان صوفيان - / موجبنزديكى به خدا مىباشد متعرض نشده است ( 3 ) - / يعنى : پس لعنت خدا بر كسى كه بدعت مىگزارد ، و از شريعت اسلام كه بايد پيروى شود روى مىتابد